شی هائو در نوزادی توسط مادر و پدرش به دهکده سنگی آورده شد، کودک مجروح شده بود و والدینش او را آنجا گذاشتند تا به دنبال درمانی برای نجاتش بروند.
سالها گذشت و کودک بزرگ شد، در سن حدود ۱ یا ۲ سالگی، پس از یادگیری راه رفتن از چند ماهگی، او از قبل تمرین با دیگران را شروع کرده بود. البته، او به تنهایی میرفت و با بچههای بزرگتر معاشرت میکرد، و واضح بود که نباید در آن گروه ظاهر میشد. شی یونفنگ، رئیس دهکده سنگی، از او مراقبت میکرد انگار پسر خودش بود. شی هائو با نوشیدن شیر حیوانات وحشی بزرگ شد، و حتی بعد از دوره از شیر گرفتن نیز به آن ادامه داد و آن را خوشمزه یافت، به همین دلیل اغلب توسط برخی از بچههای بزرگتر مورد تمسخر قرار میگرفت.
از همان ابتدا، شی هائو ثابت کرد که خاص است. در سن یک سال و نیم، او توانست بخش کوچکی از یک متن استخوانی را در خود جای دهد، شاهکاری باورنکردنی زیرا گفته میشود چندین سال طول میکشد تا متن استخوانی حتی اندکی وارد بدن فرد شود. علاوه بر این، بیشتر مردم هرگز قادر به انجام آن نخواهند بود. حتی در طول حمام دارویی معمول، او میتوانست دیده شود که خود را از دیگران متمایز میکند. بقیه بچهها در آبی حمام میکردند که حاوی استخوانها و خون جانوران وحشی و گیاهان دارویی بود، و برای آنها، درد طاقتفرسایی بود که برای قوی کردن بدنهایشان در نظر گرفته شده بود. در عوض، شی هائو در دیگی حمام میکرد که فقط پر از خون و استخوان جانوران بود، با مقدار کمی آب. حتی بسیاری از بزرگسالان برای حمام کردن در این دیگ به سختی میافتادند، اما شی هائو میتوانست آن را تحمل کند، فقط اخمهای کوچکی از درد میکرد. در سن فقط سه سالگی، او میتوانست یک دیگ باستانی را که بیش از هزار جین وزن داشت بلند کند، چیزی که بسیاری از بچههای بزرگتر نمیتوانستند بلند کنند.
Comments