در قسمت جدید دونگهوا شکارچی شیطان (Demon Hunter)، رفتار غیرمنطقی شیانگلیو در مقابل منگ چوان باعث ناامیدی طرفداران شد. در این مقاله به بررسی دلایل فروپاشی شخصیت این شرور و زره داستانی اغراقآمیز قهرمان پرداختهایم.
فهرست مطالب مقاله
قسمت جدید دونگهوا شکارچی شیطان پخش شد (قسمت 81/فصل 3 قسمت 15). واقعاً فکرش را نمیکردم که این قسمت اینگونه ساخته شود و حسابی ناامیدم کرد. شرور اصلی و مهم داستان که مدتها برای ورودش زمینهسازی شده بود، یعنی «شیانگلیو» (فرمانده قبیله شیاطین)، تنها در عرض یک قسمت کاملاً خراب شد و شخصیتپردازیاش به کلی فرو ریخت. اگر میپرسید چرا چنین حرفی میزنم، با نگاهی به داستان متوجه خواهید شد.


در این قسمت میبینیم که شخصیت اصلی داستان، «منگ چوان»، بهمحض درگیری با شیانگلیو، مستقیماً شکست میخورد و حتی توان مقابله هم ندارد. او حتی فرصت پیدا نمیکند تا فرم "بدن الهی-شیطانی" خود را که به آن میبالید، فعال کند. منطق حکم میکند که فرمانده شیاطین باید در همان لحظه کار او را تمام میکرد و ریشهاش را میخشکاند، اما ببینید شیانگلیو چه کار میکند؟ او نهتنها از این فرصت برای ضربه نهایی استفاده نمیکند، بلکه منگ چوان را به حال خود رها میکند تا آزادانه بچرخد. آیا این رفتار از یک شرورِ درستوحسابی سر میزند؟ بهخصوص که او منگ چوان را شناخته و از هویت واقعیاش خبر دارد؛ آیا واقعاً باید با او اینگونه برخورد کند؟


داستان در ادامه حتی غیرقابلتحملتر هم میشود. چرا که شیانگلیو در کمال تعجب به منگ چوان اجازه میدهد تا به محل زندانی شدن «کوی» برود و با او دیدار کند. ماجرا به همینجا ختم نمیشود؛ منگ چوان و کوی با هم گفتگوی مفصلی میکنند و در نهایت، منگ چوان راه و روش واقعی «رعد و برق» را از او یاد میگیرد. باید در نظر داشت که در حال حاضر تمام پایتخت پادشاهی «دایوئه» تحت کنترل شیانگلیو است. او بههیچوجه نباید اجازه میداد منگ چوان قویتر شود یا در پایتخت آزادانه بگردد؛ بلکه باید او را نابود میکرد تا هم یک تهدید از سر راهش برداشته شود و هم نژاد انسانها یکی از مبارزان ماهر خود را از دست بدهد. اما او با وجود اینکه میداند منگ چوان دشمنیِ عمیقی با او دارد، هیچ اقدامی علیهاش نمیکند. این موضوع اصلاً با عقل جور درنمیآید و نشاندهنده فروپاشی کامل شخصیت اوست؛ تا جایی که حتی از یک شرور معمولی هم ضعیفتر عمل میکند.
به نظر میرسد هنوز عدهای خوشبین هستند و فکر میکنند شیانگلیو از قصد این کار را کرده تا منگ چوان را پرورش دهد و به همین دلیل اجازه داده قدرت رعد را آموزش ببیند. اما این اصلاً منطقی نیست! به هر حال، کینه و دشمنی میان انسانها و شیاطین ریشهای دیرینه دارد و غیرممکن است که این تنشها آرام شود. منگ چوان هم هرگز از خون شیانگلیو نخواهد گذشت و محال است با او دوست شود. حالا که نگاه میکنیم، "زره داستانی" (محافظت نویسنده از شخصیت اصلی) منگ چوان بیشازحد قوی است و او با هر دشمن قدرتمندی هم که روبرو شود، در نهایت جان سالم به در میبرد.
قدرتهای ویژه و اصطلاحاً تقلبهای (Power-ups) منگ چوان هم واقعاً زیاد است. از وجود راهنمای دانایی مثل «ژوانگ شنگ» گرفته تا مهارتهایی مثل «سه جسد»، «هالههای هفترنگ» و «بدن الهی-شیطانی». اینکه بخواهند شخصیت اصلی را قوی جلوه دهند مشکلی ندارد، اما نباید به خاطر بالا بردن منگ چوان، بقیه شخصیتها را عمداً ضعیف کنند؛ بهخصوص شرور مهمی مثل شیانگلیو اصلاً نباید تا این حد ضعیف و شخصیتپردازیاش ویران شود. حالا خیلیها نگرانند که مبادا در آینده، شیانگلیو تنها به یک پله برای بالا رفتن و قدرتنمایی منگ چوان تبدیل شود. در حال حاضر فقط باید منتظر انتشار قسمت بعدی انیمه شکارچی شیطان باشیم و امیدوارم که قسمت آینده بهاندازه کافی جذاب ساخته شود.