لو فنگ بالاخره آماده است تا انتقام استادش، هو یانبو را بگیرد. باباتا در این لحظه بسیار هیجانزده به نظر میرسد. پس از حل و فصل درگیری میان زمین و مهاجران بیگانه، لو فنگ پیشقدم شد و اعلام کرد که میخواهد انتقام استادش را بگیرد. در این میان، باباتا کمی احساس دلتنگی و پوچی میکرد؛ زیرا لو فنگِ کنونی، اگرچه شاگرد هو یانبو است و میراث «یونمو» را دریافت کرده، اما قدرتش مدتهاست که از خودِ هو یانبو فراتر رفته است. همچنین سفینه فضایی یونمو نیز بازنشسته شده و لو فنگ آن را با یک سفینه بیولوژیکی بسیار سریعتر جایگزین کرده است.

سرعت این سفینه جدید میتواند به شصت برابر سرعت نور برسد. این موضوع باعث شد باباتا احساس کند که او نیز مانند سفینه قدیمی، دیگر توان همراهی با سرعت پیشرفت لو فنگ را ندارد و در حال منسوخ شدن است. اما لو فنگ با سخنانی سرشار از وفاداری و محبت به او دلداری داد.
در واقع، لو فنگ همواره هو یانبو را به عنوان محترمترین استاد خود میداند. مهم نیست قدرت او چقدر تغییر کند، لو فنگ هرگز میراثی را که هو یانبو به او بخشیده فراموش نخواهد کرد. لو فنگ در حالی که زره جنگی بر تن داشت، در مقابل دشمن دیرینه هو یانبو، یعنی پادشاه دست شیطانی (Mo Shou Wang) ظاهر شد. پادشاه دست شیطانی در برابر عظمت لو فنگ، همچون سگی بود که برای جانش التماس میکرد و دم تکان میداد.

این صحنه که تضاد عجیبی را به نمایش میگذاشت، اگر توسط هو یانبو دیده میشد، قطعاً مایه تسلی خاطر او بود. پادشاه دست شیطانی در حالی که زانو زده بود، از لو فنگ پرسید که چه خطایی کرده و چرا اینگونه خشم این ستاره مرگبار را برانگیخته است. لو فنگ پاسخی نداد، اما باباتا در کنارش با بیتابی اصرار داشت که او را بکشد.
لو فنگ به پادشاه دست شیطانی که روی زمین زانو زده بود نگاهی انداخت و گفت: «تقلا کردن بیفایده است، به تو میگویم که مرگت حتمی است.» پادشاه دست شیطانی هنوز در دلش امید داشت، اما لو فنگ تیغهای تیز در دست گرفت؛ این تیغه در واقع همان تاک مویون (Moyun Vine) بود که به شکل خار درآمده و به «سم فیمو» آغشته شده بود. تیغه زره پادشاه را شکافت و در بدنش فرو رفت. چهره پادشاه دست شیطانی پر از وحشت شد و لحظاتی بعد تمام وجودش نابود گردید (فنا شد). در نهایت، لو فنگ زره و حلقه جهانی او را برداشت.



آخرین نظرات