ملکه بی رحم در پوشاندن آسمان ها کیست؟

ملکه بی رحم: پوشاندن آسمان ها

سلام! به سایت نی کاشو خوش آمدید. امیدوارم حالتون عالی باشه امروز میخوایم درباره ملکه بی رحم صحبت کنیم پس در ادامه این مقاله همراه ما باشید.

راستی حواستون باشه این مقاله پر از اسپویل های جذابه!

چرا ملکه بی رحم شد؟

سوال ساده ای میتونه باشه، با یک جمله میشه حلش کرد “چون خیلی ها رو کشته”، ولی خب چی شد که اینطور شد؟

همانطور که در قسمت اول دونگهوا پوشاندن آسمان ها تماشا کردید ملکه برادری داشت ولی یک روز امپراتور یوهوا میاد این برادرش رو دستگیر میکنه. چرا؟ چون بدن مقدس(باستانی) داره و میخواست اون رو در دیگ قربانی جاودانه بندازه.

کلا دونگهوا دعوا سر روی دختره یا قدرت، چیز خیلی طبیعی به حساب میاد.  

بعد از اینکه قوی شد برای انتقام اومد و امپراتور یوهوا رو کشت اما دیگه دیر شده بود و برادرش از دست رفته بود. اون مکان رو نابود کرد و هزاران سال منتظر شد تا برادرش در این دنیا تناسخ پیدا کنه.

تیکه مسی برنزی (سبز رنگ) یه فن از کجا آمد؟

بعد از اینکه ملکه بی رحم قصر امپراتور یوهوا همراه با دیگ قربانی جاودانه نابود کرد تیکه ای از آن دیگ باقی ماند و به طور سرنوشت سازی به دست یه فن افتاد.

چه ارتباطی با یه فن دارد؟

در جایی نوشته شده بود که ملکه بی رحم به 9 اژدهایی که تابوت رو می کشند دستور داد تا یه فن رو از زمین بیارند. طبق تحقیقات من، یه فن برادر ملکه نیست ولی ظاهرش خیلی شبی به برادرش دارد.

ملکه بی رحم چه زمانی با ین فن ملاقات می کند؟

درحال حاضر دونگهوا به ملاقات ملکه نرسیده اما در چپتر 1787 رمان پوشاندن آسمان ها زمانی که …(اسپویل در کمین است) یه فن امپراتور شد و در حال کاوش کوهی بود ملکه را از خواب هزار ساله بیدار می کند.

ملکه بی رحم چه ارتباطی با جهان کامل دارد؟

شاید تعجب کنید ولی حقیقت داره در اصل، جهان کامل، پوشاندن آسمان ها، ویرانه های مقدس (فعلا دونگهوا ندارد) رمان های سه گانه به حساب می آیند این را هم اضافه کنم یک کاربر چینی گفت: “یه فن و شی هائو طبق روایات نویسنده شبی به هم هستن اما چون توسط استودیو های متخلف تولیده شده چهره های آنها فرق دارد”.

گفته شده شی هائو یه قایق کاغذی در رودخونه می‌بینه و به سمتش میره و به بدین ترتیب یکدیگر را ملاقات می کنند و این خودش داستان مفصل دیگه ای دارد!

جسم ملکه؟

نوادگان ملکه

این دخترک دراصل امپراتور میوه دائو هست(انسان نیست) حالا جریان اینو دقیق نمیدونم ولی به خاطر مشکلاتی که داره چند بار حافظه شو دست داده و بدنی سه-چهار ساله داره و توسط یه فن به فرزند خوندگی گرفته میشه و درآخر با ملکه ترکیب خواهد شد.

نویسنده در داستان

چن دونگ

آخر قسمت اول، وقتی ملکه کوچک هنوزم دنبال برادر خود می‌رفت، سربازان دست روی آن دختر بلند کردند همین موقع بود که نویسنده داستان ظاهر شد و درآخر هم مُرد.

فقط خواسته بگه اره منم هستم

در آخر

به دلیل اینکه این توضیحات از منابع چینی جمع آوری شده ممکن است ایراداتی داشته باشند اگر شما اطلاعات دقیق تری در اختیار دارید خوشحال می‌شویم با ما در اشتراک بذارید.

نوشته های دیگر

اشتراک در
اطلاع از
guest
5 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
×

Comments