در «فرقه تانگ بی همتا»، وقتی ملکهٔ برفی هویویائو را «بابا» صدا میکند، هویویائو اصلاً خوشحال نمیشود. چرا او نمیخواهد پدرِ ملکهٔ برفی باشد؟
پس از آنکه دختر برفی سیزده قطره از «مغز یخبندان دههزارساله» را جذب میکند، بدنش با سرعتی چشمگیر بزرگ میشود. در این لحظه هویویائو، امپراتور یخ و تیانمِنگ بیکان همگی از قدرت و هیبت او شوکه میشوند. امپراتور یخ فوراً متوجه میشود که دختر برفی نهتنها بدنش رشد کرده، بلکه حافظهٔ واقعیاش نیز بازگشته است.

بعد از بازگشت حافظه، ملکهٔ برفی همچنان هویویائو را «بابا» صدا میزند؛ اما اینبار هویویائو دستپاچه میشود و شدیداً مخالفت میکند. به باور او، «وقتی یک روز پدر شدی، تا آخر عمر پدر هستی.» زمانی که دختر برفی کوچک و با ذهنی کودکانه بود، هویویائو مشکلی نداشت که نقش پدر را برایش ایفا کند. اما اکنون که ملکهٔ برفی به شکل دخترکی قدرتمند، باشکوه و باابهت مقابل او ایستاده، هویویائو عملاً جا میزند و دیگر جرئت نمیکند پدر او باشد.

با این حال، حرفهای بعدی ملکهٔ برفی باعث میشود هم هویویائو و هم امپراتور یخ تحت تأثیر قرار گیرند. مشخص میشود که ملکهٔ برفی هویویائو را خانوادهٔ خود میداند. او نسبت به هویویائو دین بزرگی دارد—زیرا اگر او و استادش ایلایکس نبودند، ملکهٔ برفی احتمالاً همان زمان بر اثر انرژی مهارناپذیرش منفجر میشد و از بین میرفت. ملکهٔ برفی روحوحیوانی است که قدرشناسی و جبران لطف را بسیار جدی میگیرد و تصمیم گرفته تمام عمر همراه هویویائو بماند. اکنون نیز که قدرت «مغز یخبندان دههزارساله» را جذب کرده، آنقدر نیرومند شده که حتی دیتیان را نیز در چشم نمیآورد.


آخرین نظرات