بررسی و تحلیل قسمتهای ۱۷۷ و ۱۷۸ دونگهوا سفر یک فانی به سوی جاودانگی! از دیدار احساسی هان لی با دوستان قدیمی تا نقشه او برای به هم زدن عروسی نانگونگ وان.
فهرست مطالب مقاله
پخش موفقیتآمیز آرک داستانی «نبرد مولان» در دونگهوا سفر یک فانی به سوی جاودانگی را تبریک میگویم!
با توجه به اینکه محتوای دو قسمت اول در نقطه اوج داستان نبودند، آمار بیش از ۷۶۰ هزار و ۴۶۰ هزار بیننده همزمان، آمار کاملاً قابل قبولی است. جنگ بزرگ مولان در واقع آغازگر قدرتمندترین مرحله از داستان این اثر است. تا زمانی که کیفیت محتوای قسمتهای آینده حفظ شود، این اثر میتواند جایگاه خود را به عنوان بهترین دونگهوا با اختلاف چشمگیر، کاملاً تثبیت کند.
در ادامه، بر اساس دیدگاه شخصیام تحلیل مفصلی ارائه میدهم تا باب گفتگو باز شود. اگر نظر متفاوتی دارید، خوشحال میشوم با همتایان تهذیب کنندگان (دائویوها) به بحث بپردازم.
۱. تفاوتهای داستانی در نجات لی وانهه
داستان نجات «لی وانهه» و همراهانش توسط هان لی در قسمتهای ۱۷۷ و ۱۷۸ تفاوت زیادی با رمان دارد و اساساً نسخه متفاوتی از داستان را روایت میکند.
در رمان، «استاد ارشد چین (Qin)» پنج تهذیب کننده از فرقههای دره افرا زرد، شمشیر غولپیکر، پنهانکننده ماه و قلعه تیانچوئه را له میکند و تنها برای دستگیری «نیه یینگ» به عنوان کوره انسانی (ظرف تزکیه)، از کشتن دست برمیدارد. اما در دونگهوا داستان به این شکل تغییر کرده که استاد چین، تزکیهکنندههای اتحاد نه کشور را کمین کرده و تنها «هونگفو» و «ژونگ وینیانگ»، دو تزکیهکننده مرحله تشکیل هسته از اتحاد تزکیهگران آزاد را زنده نگه میدارد.
با وجود پیروزی کامل، استاد چین همچنان قصد دارد روحیه اتحاد مردم تیاننان را در هم بشکند و مستقیماً میگوید که تزکیهگران آزاد نباید به اتحاد نه کشور برای مقابله با جادوگران مولان کمک کنند.
هونگفو که میداند شانس زنده ماندنش کم است، طبیعتاً حرفهای استاد چین را به سخره میگیرد. این بیاحترامی باعث میشود طرف مقابل سعی کند با «منطق» او را تحت فشار بگذارد: «شما مردم نازپرورده تیاننان، چه از درد و رنج مردم مولان میدانید؟»
در مقایسه با منطقه تیاننان، مراتع مولان از نظر منابع بسیار فقیر هستند. جادوگران مولان برای پیشرفت در تزکیه باید خون دل و هزینه بسیار بیشتری نسبت به تزکیهگران تیاننان بپردازند. در چشم آنها، مردم تیاننان که در سرزمینهای پر از انرژی معنوی نشستهاند اما «پیشرفتی نمیکنند»، لیاقت این زمینهای عالی را ندارند. این حسادت و کینه، پایه و اساس روانی تجاوزات و جنگهای مداوم آنها علیه تیاننان است.
در این لحظه، لی وانهه وارد عمل میشود و ارادهای بیباکانه برای جنگیدن تا پای جان از خود نشان میدهد. شجاعت او کاملاً منطقی است؛ یک تزکیهکننده مرحله تشکیل هسته نمیتواند از دید یک جادوگر در مرحله روح نوپا (Nascent Soul) پنهان بماند. پس به جای اینکه دیرتر پیدا شود و با خفت بمیرد، ترجیح میدهد الان شرافتمندانه بجنگد. به علاوه، مأموریت او بازگرداندن هونگفو به فرقه دره افرا زرد بود؛ حالا که مأموریت کاملاً شکست خورده، حتی اگر زنده هم برمیگشت، رویی برای نگاه کردن به بقیه نداشت.
عزم لی وانهه، باعث مداخله هان لی میشود. از طریق یک درگیری اولیه، هان لی متوجه میشود که استاد چین بسیار ضعیفتر از استاد مو (Mu) است که قبلاً با او جنگیده بود. بنابراین، هان لی عجلهای برای کشتن او ندارد؛ بلکه میخواهد با مبارزه، بیشتر با تکنیکهای جادوگران مولان آشنا شود.
استاد چین که میبیند هان لی او را دست کم گرفته، جادوی قدرتمند خود یعنی «اژدهای خاکی اسیرکننده ارواح» را آزاد میکند که هم در حمله و هم دفاع عالی است. اما هان لی به سادگی با استفاده از شعلههای یخی آن را خنثی میکند. تجربه جنگی استاد چین به وضوح از استاد مو کمتر است و هیچ تهدید واقعی برای هان لی ایجاد نمیکند، به همین دلیل هان لی نمیتواند جلوی خودش را برای تمسخر او بگیرد.
در اینجا هان لی ترفند بسیار هوشمندانهای به کار میبرد: او با استفاده از انرژی شیطانی، ردپای انرژی معنوی خود را پاک میکند. این کار همراه با سبک مبارزه خشن او باعث میشود استاد چین به اشتباه فکر کند که هان لی یکی از بزرگان فرقههای شیطانی است.
اما اوج داستان زمانی است که هان لی دسته حشرات طلاخوار خود را آزاد میکند! این حشرات نماد مردم «تووو» (دشمنان خونی مولانها در مراتع) هستند. استاد چین بلافاصله هان لی را یک جادوگر روح نوپای تووو فرض میکند! او که میبیند حریفش نیست، با دیدن حشرات کاملاً روحیه خود را میبازد و فرار میکند تا این خبر حیاتی را به سرعت به خودیها برساند.
هان لی پس از فراری دادن او، به استقبال دوستان قدیمیاش میرود و آنها را با القاب گذشته (عمو لی، عمه هونگفو و خواهر ارشد ژونگ) صدا میزند، که نشان میدهد هنوز به روابط گذشته اهمیت میدهد.
با این حال، با وجود درخواست لی وانهه، بازگشت هان لی به دره افرا زرد بیفایده است. هونگفو مدتهاست که ناامید شده و دوستان قدیمی هان لی نیز دیگر زنده نیستند. لی وانهه فکر میکند هان لی به خاطر اینکه فرقه او را در گذشته به عنوان طعمه رها کرد کینه به دل دارد. اما او نمیداند که اگر هان لی با فرقه فرار میکرد، هرگز به دریای ستارگان آشفته نمیرسید و آن فرصتهای بینظیر را به دست نمیآورد؛ چه برسد به رسیدن به مرحله روح نوپا! واقعاً که سرنوشت، بازیهای عجیبی دارد.
۲. اتحاد تهذیب کنندگان آزاد و تجدید دیدار دردناک با سونگ منگ
پس از بازگشت به پایگاه هونگفو، هان لی متوجه میشود که قدرت او بسیار زیاد شده است. هونگفو به خاطر ارادتش به شاگردان فرقه و ناامیدی از رسیدن به مرحله روح نوپا، تصمیم گرفته تا تزکیهگران سطح پایین و پناهندگان را دور هم جمع کند. دلیل اینکه اتحاد نه کشور هم به آنها کاری ندارد این است که آنها هم به حفظ نظم کمک میکنند و هم در خط مقدم مبارزه با جادوگران مولان قرار دارند.

اما تاثیرگذارترین صحنه این دو قسمت، دیدار مجدد هان لی با «سونگ منگ» است.
دونگهوا از یک تکنیک تضاد و نمادین بسیار زیبا استفاده کرد. ابتدا با نمایش لباسهای دوران تاسیس پایه (Foundation Establishment)، یک مبارزه تمرینی مانند روزهای قدیم را بازسازی کرد و سپس با تغییر زاویه دوربین، آن جوان شاداب با نیزه نقرهای را به یک پیرمرد فرتوت و در حال مرگ تبدیل کرد. زمان گذشت و آدمها عوض شدند...
دردناکتر آنکه سونگ منگ هنوز با نیزهاش به هان لی حمله میکند، که نشان میدهد هنوز روحیه جوانی را در دل دارد؛ اما توقف در تزکیه و پایان یافتن عمرش، تمام آرزوهای او را نابود کرده است. هان لی با دیدن این صحنه، چهرهای پر از حسرت و غم به خود میگیرد و گفتن کلمه «برادر ارشد سونگ» برایش از همیشه سختتر میشود.
جالب اینجاست که هان لی که همیشه دوست دارد قدرت خود را پنهان کند، در برابر دوستان قدیمیاش هیچ چیز را مخفی نمیکند و حتی پیشنهاد میدهد که آنها را تحت حمایت خود به کوه یونمنگ ببرد.
(نکته: با وجود اینکه در سالهای گذشته انتقاداتی به تغییرات داستانی در مورد شخصیت لی هوایوان در دونگهوا وجود داشت، اما این بار با دیالوگهای هونگفو و ادای احترام به او، سازندگان به خوبی نشان دادند که روابط استاد و شاگردی هان لی پایانی شایسته داشته است.)
۳. پایان قسمت ۱۷۸: آغاز ماموریت خرابکاری در عروسی!
در پایان قسمت ۱۷۸، داستان رسماً وارد بخش دزدیدن عروس توسط هان لی میشود.
هان لی مطمئن است که «نانگونگ وان» مجبور به این ازدواج شده است. بنابراین بلافاصله به شخصیتی که بالاترین قدرت و مقام را دارد یعنی «وی وویا» (یکی از سه تزکیهکننده بزرگ مرحله اواخر روح نوپا در تیاننان) شک میکند. وی وویا بیچاره هنوز رسماً وارد داستان نشده، در لیست سیاه هان لی قرار گرفت!
سپس در حین ورود مخفیانه به فرقه پنهانکننده ماه، مکالمه کمدی فوقالعادهای بین هان لی و «یینیو» (Silver Moon) رخ میدهد. یینیو پیشنهاد میدهد که هان لی مثل قهرمانان داستانها، در روز عروسی با شکوه تمام از آسمان فرود بیاید و با اقتدار عروس را ببرد!
این بخش از دونگهوا، در واقع سیلی محکمی به تمام رمانهای کلیشهای و عامهپسند (خالیبندی) زد! در آن داستانهای بیمغز، دنیا دور قهرمان داستان میچرخد. اما هان لی منطقی است و شوخی یینیو را رد میکند: «فکر کردی من کی هستم؟ فکر کردی بقیه تهذیب کنندگان روح نوپا و مخصوصاً وی وویا سیبزمینی هستن؟ کمتر از این داستانهای تخیلی بخون، خنگ میشی!»
از نظر هان لی، خراب کردن عروسی در انظار عمومی احمقانه است و او را هدف همه قرار میدهد. در عوض، کشتن داماد (وی لیچن) در خفا و بدون جلب توجه، همان نتیجه را با دردسر کمتری به همراه دارد.
در همین حین، آنها به کوه لینگلونگ نزدیک میشوند و یینیو احساس آشنایی عجیبی با این نام دارد (دونگهوا به زیبایی برای آینده داستان زمینهسازی میکند، چرا که هویت اصلی یینیو در دنیای ارواح، «پری لینگلونگ» است).
در نهایت، نانگونگ وان که مدتها غایب بود ظاهر میشود!
در مقایسه با مبارزه دستگرمی هان لی با استاد چین در قسمت ۱۷۷، از قسمتهای بعدی شاهد یک نبرد واقعی و نفسگیر بین تهذیب کنندگان روح نوپا در دونگهوا سفر یک فانی به سوی جاودانگی خواهیم بود!